عکس خودم

 لطفا برید ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

خجالتی

داستان دونفر که همدیگرو دوس داشتن ولی خجالت میکشیدن

برید ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

عشق وآرامش

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌كنند و سر هم داد می‌كشند؟

شاگردان فكرى كردند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این كه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى كه طرف مقابل كنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت كرد؟ چرا هنگامى كه خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر كدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچكدام استاد را راضى نكرد...

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى كه دو نفر از دست یكدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یكدیگر فاصله می‌گیرد. آنها براى این كه فاصله را جبران كنند مجبورند كه داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر كنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى كه دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها سر هم داد نمی‌زنند بلكه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌كنند.

چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیك است. فاصله قلب‌هاشان بسیار كم است.

استاد ادامه داد: هنگامى كه عشقشان به یكدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌كنند و عشقشان باز هم به یكدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا كردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یكدیگر نگاه می‌كنند!

این هنگامى است كه دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد...

متن اهنگ مجید خراطها به نام حلقه

این روزا زیاد این اهنگو گوش میدم:

برید ادامه ی مطلب






ادامه نوشته

گوش کن خدا جون


سلام مهربونم ،میدونم گنا هایی کردم ،میدونم تنهام نذاشتی

میدونم با وجود گناهایی که داشتم همیشه مراقبم بودی

خدا جونم باز هم تنهام نذار،کنارم باش

الان بیشتر از قبل ازت انتظار دارم،چون به غیر از خودم

باید مراقب یکی دیگه هم باشی که ازم دور شده و دلم باهاشه ...جونم به جونش بنده....
بیشتر از خودم هر کس دیگه ای دوسش دارم

مطمئنم اونم یه جورایی منو دوس داشت...شاید مث من صبور نبودو نتونست منتظرم باشه...بهتر از همه تو میدونی که دوستم داشت یا نداشت!!!!!و بهتر از همه تو میدونی که چقدر دوستش داشتم...مراقبش باش خداجون



برو


گاهی وقتا توی رابطه ها
نیازی نیست طرفت بهت بگه :
برو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره
همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه...

همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و همین که حضور دیگران توی زندگیش
پر رنگ تر از بودن تو باشه
هزار بار سنگین تر از
کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه

پس منم میرم ...قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستم بشم...

سنگ قبر........

برروی سنگ قبرم بنویسید:

پیرشده بود!پیر جوانی

بنویسیدتودلش یکیرو داشت که تنهاش گذاشت

تمام وجودش عشق بود...عاشق کسی بود که هیچوقت بهش نرسید

بنویسید گریه کردن تنها داروی موثر او بود

بنویسد مشکلاتش تموم شدنی نبود

بنویسیدروزای اخر شاد بود چون مرگش فرارسیده بود

بنویسید از دوری یار مرد...از عشق یار مرد...

بر روی سنگ قبرم بنویسید اسمش محمد بود...لقبش دیوانه عاشق

هیچوقت نفهمیدی.......


پنهان ميکنم خودراپشت خنده هاي ممتدي که بوي گريه ميدهند،

بازهم پنهان ترمي شوم....

تقاب صورتم سالهاست غرق خنده هاي ماتم زده است ولي من حتي ازبوي گريه هايي که تورابه يادم مي آورندمست مي شوم.

چشم هايم سالهاست حتي يک بارهم شده بغض خنده هاي دروغينش رانشکسته است ومن ميان قهقهه ي ساختگي ام لحظه به لحظه فروريخته ام.

هيچ گاه نفهميدي ميان احساس خفگي ام چه هاکشيدم وقتي حسرت گريه ام راخنديدي

بهم گفت....

وقتی داشتم تلفنی با دوس دخترم حرف میزدم...اومد پیشم چند لحظه به حرفامون گوش داد...

بعد اینکه صحبتم تموم شدو باهاش خدافظی کردم...بهم گفت:بیا باهم دیگه دوس بشیم به هیچکسم نگیم که ما باهم دگ دوستیم!!!!!

این درخواست برام خیلی غیرمنتظره  بود....بخاطر همون نمیدونستم چی بگم...وفقط سکوت کردم انگار که هیچی نشنیدم...

ولی من تمام عمرم عاشق همون دختره بودم که این درخواستو ازم کرد....وتا اخر عمرمم عاشقش می مونم...

دگ نامزد کرده!!!

بخاطر اینکه فراموشش کنم کاری نیست که نکرده باشم...یاگناهی نیست که انجامش نداده باشم

میدونم تا اخر عمرمم نمیتونم فراموشش کنم...ولی کاش یه ذره جرئت داشتم تا بهش بگم: دوستت دارم

فقط میترسم تو عروسیش کاری دست خودم ندم....

دلم میخواد نامه بنویسم...

چقدر دلم میخواد نامه بنویسم...

تمبروپاکت هم هست....

ویک عالمه حرف....

کاش کسی جایی منتظرم بود.....!!!!!!!!

اگه تو نباشی...

نباشی برای من هیچ اتفاقی نمی افتد!!!!

فقط گاهی موهای صورتم سفید می شود.....

گاهی موهای سرم میریزد.....

حال من....

هر که حال مرا دید تورانفرین کرد!!!!!!!!!!

.

.

.

.

.

.

.

ومن حواس خدا را پرت کردم که مبادا بشنود...

چه سخت است!!!!

چه سخت است مرور کردن خاطراتی که روزی شیرین ترین بودند.....

اما حالاآنقدر تلخ شده اندکه هم دلت را به درد میاورند وهم اشکت در می اورند