عکس خودم
برید ادامه ی مطلب
سلام مهربونم ،میدونم گنا هایی کردم ،میدونم تنهام نذاشتی
میدونم با وجود گناهایی که داشتم همیشه مراقبم بودی
خدا جونم باز هم تنهام نذار،کنارم باش
الان بیشتر از قبل ازت انتظار دارم،چون به غیر از خودمباید مراقب یکی دیگه هم باشی که ازم دور شده و دلم باهاشه ...جونم به جونش بنده....
بیشتر از خودم هر کس دیگه ای دوسش دارم
مطمئنم اونم یه جورایی منو دوس داشت...شاید مث من صبور نبودو نتونست منتظرم باشه...بهتر از همه تو میدونی که دوستم داشت یا نداشت!!!!!و بهتر از همه تو میدونی که چقدر دوستش داشتم...مراقبش باش خداجون
گاهی وقتا توی رابطه ها
نیازی نیست طرفت بهت بگه :
برو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره
همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه...
همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و همین که حضور دیگران توی زندگیش
پر رنگ تر از بودن تو باشه
هزار بار سنگین تر از
کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه
پس منم میرم ...قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستم بشم...
پیرشده بود!پیر جوانی
بنویسیدتودلش یکیرو داشت که تنهاش گذاشت
تمام وجودش عشق بود...عاشق کسی بود که هیچوقت بهش نرسید
بنویسید گریه کردن تنها داروی موثر او بود
بنویسد مشکلاتش تموم شدنی نبود
بنویسیدروزای اخر شاد بود چون مرگش فرارسیده بود
بنویسید از دوری یار مرد...از عشق یار مرد...
بر روی سنگ قبرم بنویسید اسمش محمد بود...لقبش دیوانه عاشق
پنهان ميکنم خودراپشت خنده هاي ممتدي که بوي گريه ميدهند،
بازهم پنهان ترمي شوم....
تقاب صورتم سالهاست غرق خنده هاي ماتم زده است ولي من حتي ازبوي گريه هايي که تورابه يادم مي آورندمست مي شوم.
چشم هايم سالهاست حتي يک بارهم شده بغض خنده هاي دروغينش رانشکسته است ومن ميان قهقهه ي ساختگي ام لحظه به لحظه فروريخته ام.
هيچ گاه نفهميدي ميان احساس خفگي ام چه هاکشيدم وقتي حسرت گريه ام راخنديدي
بعد اینکه صحبتم تموم شدو باهاش خدافظی کردم...بهم گفت:بیا باهم دیگه دوس بشیم به هیچکسم نگیم که ما باهم دگ دوستیم!!!!!
این درخواست برام خیلی غیرمنتظره بود....بخاطر همون نمیدونستم چی بگم...وفقط سکوت کردم انگار که هیچی نشنیدم...
ولی من تمام عمرم عاشق همون دختره بودم که این درخواستو ازم کرد....وتا اخر عمرمم عاشقش می مونم...
دگ نامزد کرده!!!
بخاطر اینکه فراموشش کنم کاری نیست که نکرده باشم...یاگناهی نیست که انجامش نداده باشم
میدونم تا اخر عمرمم نمیتونم فراموشش کنم...ولی کاش یه ذره جرئت داشتم تا بهش بگم: دوستت دارم
فقط میترسم تو عروسیش کاری دست خودم ندم....
تمبروپاکت هم هست....
ویک عالمه حرف....
کاش کسی جایی منتظرم بود.....!!!!!!!!
فقط گاهی موهای صورتم سفید می شود.....
گاهی موهای سرم میریزد.....
.
.
.
.
.
.
.
ومن حواس خدا را پرت کردم که مبادا بشنود...
اما حالاآنقدر تلخ شده اندکه هم دلت را به درد میاورند وهم اشکت در می اورند